رهایی از فریب

 

از که فرار کنم؟ از خودم که فیها خالدونم در خودم؟!
+ mohammad ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٦
comment نظرات ()

 

خار مغیلانم

     با من از افسانه ی باران سخن مگو

+ mohammad ; ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٩
comment نظرات ()

 

سیاهی لشکر خوابهای کدام دیوانه بودیم که اینطور وا ماندیم در نقش اول داستان بیداری خویش؟!

+ mohammad ; ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٦
comment نظرات ()

 

دلتنگی همون روزهای سختیه که دلت می خواد یقه هر کی از راه میرسه رو بچسپی تو چشماش خیره بشی بپرسی خبری داری ازش؟!
+ mohammad ; ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٥
comment نظرات ()

 

مگر از آسمان سیمان می بارید که اینقدر سخت شدیم؟
ما کودکان سبکبار کوچه های شوق بودیم
چرا لب بستیم
و در تابوت های خود به انتظار مرگ نشستیم؟

+ mohammad ; ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱۸
comment نظرات ()

رویای من

کاش رویایم زنی بود زیبا
      تا در آغوش اش کشم
یا لبی خندان
      تا بوسه باران اش کنم
کاش رویایم قطعه شعری بود
      تا برای سرودنش
          هر چه واژه بود و هست به خط کنم
یا دشمنی جان سخت
      تا جان فدای کشتن اش کنم
رویای من اما چیز دیگری است
رویای من که تن نداد به هیچ کس
حتی به گرمی آغوش خیال من

+ mohammad ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱٦
comment نظرات ()

 

من اهل غوغا نیستم

دعا آهسته می خوانم

عاشقانه را زمزمه می کنم

و حرفهایی هست که حتی به زبان شان نمی آورم

بیا و مردانگی کن

آن حرفها را تو بزن

+ mohammad ; ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱۳
comment نظرات ()

 

شما حرفهایی هستید که نه تاب گفتنتان هست نه توان نگفتنتان

+ mohammad ; ۳:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱۳
comment نظرات ()

 

در حریم دلم که قدم گذاشت

گفتم

یه آتش می کشد

خودش را

و دلم را

+ mohammad ; ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱۳
comment نظرات ()

 

با نیم نگاهی ویرانم می کنی با نیم نگاهی آبادم، به نگاهی تمام ویران و از نو آبادم کن
+ mohammad ; ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٩
comment نظرات ()

 

سخت است نازنین
چون مرگ
در واپسین قدمهای مانده تا وصال
چون مرگ
سخت است این سکوت
در پشت این حروف
پرنده ای بی بال سر می زند
به دیوار بی سرانجامی اش
خونی می چکد،
قلبی می تپد هنوز
+ mohammad ; ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٩
comment نظرات ()

 

آدم بُکُشی
سیل بیاد
آب از آب تکون نمی خوره
اگه بیدار شی
اگه بیدار نشی
+ mohammad ; ٦:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٢
comment نظرات ()

چه کسی مشغول بازی می شود؟

کسی که یادش نباشد به دنبال چه آمد، کسی که فراموش کرده چه می خواست و این همه سختی را برای چه بر خود هموار کرده، ما نیامدیم که به عدن باز گردیم، ما به این قمار دست زدیم که لیاقت بیشتر از آنچه داشتیم را نشان دهیم، دلمان چیز دیگر می خواست، اما دنیا پر از دلهاییست که از رویاشان نا امید شده اند، آنقدر نا امید که هر کس که حرف از خواسته ی دلشان می زند با پوزخند جوابش را می دهند،
دنیا آزمون باوریست که به اصیل ترین خواسته ها مان داشتیم

 

+ mohammad ; ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱۳
comment نظرات ()

 

آره، میشه، همه خوشبختی ات رو تو چشمهای کسی پیدا کنی که همه بهش می گن زشت

+ mohammad ; ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱٢
comment نظرات ()

 

مثل یک دسته پروانه بی هویت و دیوانه

به شعله هایت می خورم، میسوزم و تمام می شوم

+ mohammad ; ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد