رهایی از فریب

 

پیرمرد به جایی اشاره کرد، لبخندی زد و چیز به راننده گفت، صدایش را نشنیدم، اما در دلم چیزی فرو ریخت، چیزی از جنس سکوت، صدایی آرام گوشم زمزمه کرد:
«من عاشق بودم، دنیا بدون شما آدمها لطفی نداشت»

+ mohammad ; ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٢
comment نظرات ()