رهایی از فریب
|
||
سرنوشت ابدی و رفتار گذشته آدمی دو ماهیت کاملا جدا از هم دارند ولی به صورت نا خودآگاه این دو را یکی می پنداریم.
شعله های آتش زبانه می کشید، به صورتم سیلی میزد، گویی برای بلعیدنم آماده بود.
عذاب و مرگ، چیزی که هرگز دور از تصور نبود، مرگی که هر لحظه ممکن است رخ دهد، انگار در حال وقوع بود و من از خواب و خیال به دنیای واقعیت قدم نهاده بودم، اضطرابی که مدتها بود از یاد برده بودم،ترس جانکندن دائمی، و تجربه مرگی که هموار آن را برای دیگری دیده بودم این ترس با وجود عذاب آور بودنش، درهایی از آگاهی را به سوی ذهنم باز می کرد، و چون بوی فریب نمی داد دلپذیر بود