رهایی از فریب

سرنوشت ابدی

سرنوشت ابدی و رفتار گذشته آدمی دو ماهیت کاملا جدا از هم دارند ولی به صورت نا خودآگاه این دو را یکی می پنداریم.

+ mohammad ; ٥:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢٧
comment نظرات ()

جهنم

 

شعله های آتش زبانه می کشید، به صورتم سیلی میزد، گویی برای بلعیدنم آماده بود.

عذاب و مرگ، چیزی که هرگز دور از تصور نبود، مرگی که هر لحظه ممکن است رخ دهد، انگار در حال وقوع  بود و من از خواب و خیال به دنیای واقعیت قدم نهاده بودم، اضطرابی که مدتها بود از یاد برده بودم،ترس جانکندن دائمی، و تجربه مرگی که هموار آن را برای دیگری دیده بودم این ترس با وجود عذاب آور بودنش، درهایی از آگاهی را به سوی ذهنم باز می کرد،  و چون بوی فریب نمی داد  دلپذیر بود

+ mohammad ; ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱۸
comment نظرات ()

فرشته عذاب

بغضم را در گلو

اشکم را در زیر پلکها

و خودم را در زیر نقابم دفن می کنم

و آنها بی خبرند و نمی دانند

تا اینکه تو می آیی

تو که خوب می دانی چه پوشالی و سزاوار سوختنم

هر بار که تمام می شوم

تو نشئه سوزاندنی

و من مست سوختن

+ mohammad ; ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٤/٩
comment نظرات ()