رهایی از فریب
|
||
چرا انسان کاری را که می داند درست است، انجام نمی دهد؟ و آن فعلی را بر می گزیند که بر نادرست بودن آن واقف است؟ (این ممکن است فعلی منفی نیز باشد یعنی چرا انسان کاری را که می داند نباید انجام دهد انجام می دهد؟)
این پرسش بی گمان عمیق ترین، مهمترین و وجودی ترین پرسشی بود که در طول ٢٧ سال عمرم از خود پرسیدم و با عمق جانم هر روز به آن فکر کرده ام، به طوری که بسیاری دیگر از پرسشهای زندگی ام به شکلی تکرار همین پرسش بوده اند، برای مثال به پرسشهای زیر دقت کنید:
چرا تماشای فیلم یا انجام بازی برای انسانها نسبت به انجام کار در دنیای واقعی جذابیت بیشتری دارد؟
یا خواندن خبر یا هر کار بیهوده دیگری که نتیجه مفیدی در زندگی ندارد؟
چرا با اشتیاق مشغول این کار ها می شویم (با این که از ما انرژی هم می گیرد) ولی مشغول کاری که باید انجام دهیم یعنی کاری که ما را در زندگی موفقتر می کند نمی شویم؟
در اینجا زمانی پاسخ جالبی به آن داده بودم
امروز به صورت اتفاقی این پاسخ را خواندم و برایم یادآوری خوبی بود بر عمق جهل خودم و نوع انسان و راهکاری که برای این پرسش پیش رو دارد.