رهایی از فریب
|
||
ابرها، ابرها
ابرهای سپید پاره پاره جدا شدن از خدا
ابرهای در به در ماندن بر دو راهی تبخیر یا تقطیر
کی می رسند آن تیرگی های نابِ پیش از باریدنتان
آنجا وطن شما نیست اگر چه چون تن یار سپید و نرم و دوست داشتنیست
آنجا وطن شما نیست اگر چه چون رویا بلند و دور و دست نیافتنیست
لبهای پر ترک این کویر پاسخی بر تردیدهایتان نیست؟
تا کی دوام می آورید آن ارتفاع پست را؟!