رهایی از فریب

هنوز هم

"کجا بودی؟"
خانم اجازه! "باز خواب مونده!"
هار هار هار زهرمار!
هار تر از همیشه این بار
"گفتم کجا بودی؟!"
خانم برف اومده بود زمین لیز بود
خانم غلط کردیم
خانم نزن
احمق نزن
برف آمده بود نزن
نفهم نزن
می شکند
دستم؟ نه! خط کش
و همیشه چندتایی از هارترینهاشان آن جلو بودند که یکی نشکن اش را تقدیمش کنند
من همیشه دیر می کردم
هنوز هم
یادت هست دو سال تمام دیر کردم و وقتی به تو گفتم که جای برادر کوچک ات بودم
افتادم و کیفم روی زمین ولو شد و همه جای بوی نان سنگک و پنیر گرفت
غار غار غار کلاغ بود که می خندید به شومی بخت من
مادرم می گفت نان و پنیر سالم ترین غذاست
البته کتلت هم سالم بود، فقط هفته ای یک بار
و من با این همه چیز های سالم نمی دانم چرا همیشه استینهایم دماغی بود
هنوز هم
مادرم من را گذاشت در کلاس و از پشت شیشه مه گرفته برایم دست تکان داد و رفت
من ماندم و این 12 سال پوچ که باید طی می شد
از همان موقع بود که فهمیدم همه چیز تکرار است
10 بار بابا
100 بار انار
1000 بار مدرسه رفتن و برگشتن
10000 بار تو را خواندن و جواب نشنیدن
من کودن بودم و دیگران قهرمانهای تکرار
هنوز هم!
"پلوتو؟!"
خانم اجازه ما بگیم؟!
"عطارد، زهره، زمین، مریخ، مشتری،زحل، اورانوس، نپتون"
و پلوتو که هنوز در کتاب درسی نیامده بود و من به خاطرش باز باید چوب می خوردم
از همان روزها بود که زمین بی دلیل گرد شد و دور خورشید چرخید و چرخید و چرخید..
"آفرین!"
"مشقها روی میز"
از خانم معلم هیچ خاطره ی خوشی ندارم
از تو هم
"شما جای برادر کوچکم هستید
من کار دارم، لطفا مزاحم نشوید"
خانم تو رو خدا
خانم نرو
خانم...
#
۱۰ هزار بار، ۱۰ هزاربار
۱۰ هزار بار تو را خواندن و جواب نشنیدن
من کودن بودم
نامه ام را نخوانده مچاله کردی و انداختی در جوب، راهت را کج کردی و رفتی
من ماندم و یک مشت خاطرات هزار بار جویده شده که هر بار مرورشان می کنم بوی پلاستیک سوخته بلند می شود
هنوز هم
هر بار که سفره دلم را پیشت پهن می کنم، بوی پلاستیک سوخته بلند می شود و تو دماغت را می گیری و راهت را کج میکنی و می روی
خانم به خدا عشق همه آدمکها همین بو را می دهد
کی می فهمی؟
تخمه مغزدار نیستم که از شکستنم لذت ببری
پوکم پوک!

+ mohammad ; ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٢٠
comment نظرات ()