علم و اختیار

چقدر از ابزارهایی که به صورت تصادفی درست کار می کنند بدم می آید، نه خراب هستند که بشود اشکالشان را پیدا کرد نه سالم هستند که بشود از آنها استفاده کرد

در مجموع می توان گفت این ابزارها مختار هستند آنگونه که من می خواهم کار کنند یا نکنند. شاید اصلا بتوان اراده را هم به گونه ای تصادف تعبیر کرد

اصلا اتفاق صادفی چیست؟!

غیر از این است که اتفاق تصادفی اتفاقی است که نتیجه آن برای شخص ناظر غیر قابل پیشبینی است؟ ممکن است اتفاقی که برای من تصادفی است برای شما کاملا مشخص و جبری باشد چون از نتیجه  آن اطلاع دارید، با این حساب اتفاق تصادفی یک موضوع نسبی است و بر حسب ناظر تعریف میشود  به این تعبیر اراده را می توان با علم در تضاد دانست

وقتی 100 در صد بدانیم و مطمئن باشیم که چه کاری قرار است انجام دهیم در نظر خودمان مجبوریم که آن کار را انجام، وقتی کس دیگری 100 درصد مطمئن باشد که من چه کاری قرار است انجام دهم در نظر او من مجبورم که آن کار را انجام دهم.

این موضوع وقتی اهمیت پیدا می کند که به ریشه ها و انگیزه های افعالمان توجه می کنیم و به تعبیری متوجه طنابهایی که آدمک وجودمان را به حرکت در می آورند می شویم

این دانستن سبب می شود که خودمان را در حالت جبر احساس کنیم، در حالی که قبل از این دانستن کاملا خود را مختار می دیدیم

/ 1 نظر / 7 بازدید
کویر

سلام مهربون عیدت مبارک [گل]