تجربه یِ مرگ

جدی ترین تجربه ای که بشر می تواند در زندگی اش به آن دست یابد، مرگ است ولی چگونه می توان گفت که انسان مرگ را در زندگی اش تجربه خواهد کرد؟

------------------------------

من ماهیگیری هستم، که آنچه صید می کند دوباره به آب می اندازد.

برای همین همیشه گرسنه است.

/ 5 نظر / 4 بازدید
منیژه

سلام دوست خوبم با صحبت هایت و اینکه می گویی علم اول می کشد بعد کالبد شکافی می کند موافقم و قبول دارم که علم فلج است ولی این حداقل تجربه من از زمانی است که در علوم تجربی تحصیل می کردم،همین نمی دانم هایش که با دانسته ها قابل مقایسه نیست.خدا برای من سر کلاس شیمی اثبات شد و آزمایشگاه زیست برایم همیشه دردآور بود،چرا که تحمل آن همه هیجان را نداشتم.

منیژه

چیه؟احتمالا بعد از دیدن این قسمت سریال نرگس این رو نوشتی؟آره؟ مرگ واقعا تلخه،بزرگه،گنگه ولی انگار ماها هنوز باور نداریم که تحملمون از اون بزرگتره!

يه بنده خدا

رفيق تا منظورت از علم چی‌باشه .

امين

خب مگه فقط ماهی ميخوری؟

لنگه كفش پاره

يا آنقدر قدرتطلب هستی که از نشان دادن قدرتت به ضعيف تر از خودت احساس لذت می کنی!!! يا می خواهی با اين کار به ديگران(ماهی ها) فرصتی برا نو انديشی٬ برای بهتر زيستن دهی!! خلاصه ماهی گير اميد وارم روزی در تورماهي گیيرت پری دريايی صيد کنی!!! اما خيلی دلم می خواهد فقط برای همان یک دفعه صیدت را رها نکنی!! موفق باشی .دوستم