تاپاله

پاهام گنده بود مثل بچه فیل

حالا که بزرگ شدم پاهم گنده تر هم شده

تا بهتر از هر چیز دیگه ای تو گل فرو بره و وا بمونه

کاش مثل مگس بودم با اون پاهای ظریف و نازکش

روی هر کپه گهی که دلش خواست می شینه و هر گهی دلش خواست می خوره

بلند که شد با یه تفمالی پاکه پاکه

اما من چی؟

من که دلم نمیاد یه مورچه رم لقد کنم، این پاهای گنده به چه کارم می آد؟

گاهی فکر می کنم اگه سم داشتم بهتر نبود؟

ادای خرو در آوردن آسون تره به خدا!

ببین! سم هم نمی خوای!

ار ار هم نمی خواد بکنی

بار هم نمی خواد به دوش بکشی

اصلا ادا هم نمی خواد در بیاری

همینطوری ذاتا خر خری

فقط گله ات رو پیدا می کنی

بعد دو نعل دو نعل می تازی تا بهشون برسی

ممکنه اول پس ات بزننو خر حسابت نکنن

یا دستت بندازن و باهات شوخی خرکی بکنن

ولی به باغ یونجه و علف اش می ارزه

فکرشو بکن

تا چشم کار می کنه یونجه

تا چشم کار می کنه علف سبز بهاری

تا دلت بخواد جفتک می ندازی

هر چقدر بخوای می خوری و تاپاله حواله زمین می کنی و خودتو بالا می کشی

بعد می گذره

تا یک صبح بهاری که خیلی هم شنگولی

وقتی نسیم بیداری قصدکهاشو به رقص انداخته

یکیشون به پره دماغت گیر می کنه و عطسه ات می گیره

ولی تو مست گلهای دور گردنتی و داری تند تند یونجه های حماقتو نشخوار که نه

این یونجه که نوشخوار نمی خواد می بلعی

چشمت به دوردستها خیره شده، ولی پوزه گندات نمی زاره جلوتر از دماغتو ببینی

فکر می کنی خیلی حالیته، مردونگی خونت هم از چشات زده بیرون

یهو چشمت به یکی خر تر از خودت می افته و عاشق اش می شی

خر کیف می شی و صدای ار ارت گوش همه رفیقاتو پاره می کنه

بعد جفت گیری می کنین و کره هایی خر تر از خودتون پس می ندازین و زندگی شیرین تر هم میشه

تنها که باشی چی؟

فکرش رو کردی؟

یا باید از بی یونجگی بمیری

یا یکی از اون خرها که به خیال خودش یونجه خوری رو ترک کرده و

پسر عمو های خپلش رو به سیخ می کشه

میاد و تا می تونه ازت کار می کشه

آخر شب ام یه یونجه بخور نمیر میندازه جلوت

که نای جون کندن فردات رو هم نداشته باشی

بخدا تنهایی سخته کار من و شما نیست

/ 1 نظر / 18 بازدید
مهران

مریض تر هم شدی دوست دارم.نمیدونم فقط حس خوبی بهم میده.بازم بنویس[قلب]