من از ان سوی جهنم می آیم
از سرزمین خشکیده ی کارهای سخت
از زمین گل گرفته ی عادتها
از آنجا که هر چشمه ی ذوق سزاوار تمسخر است
 و هر چیز ساده ی زیبا سزاوار لگدمال
من از سرزمین هزیان و تب و اندوه
من از زیر خروار ها خاک
من از زیر قبرستانی سرد، سر بلند کرده ام
از من نخواه که از عشق برایت بگویم
من آزرده ام
/ 0 نظر / 34 بازدید