ابرها

ابرها، ابرها

ابرهای سپید پاره پاره جدا شدن از خدا

ابرهای در به در ماندن بر دو راهی تبخیر یا تقطیر

کی می رسند آن تیرگی های نابِ پیش از باریدنتان

آنجا وطن شما نیست اگر چه چون تن یار سپید و نرم و دوست داشتنیست

آنجا وطن شما نیست اگر چه چون رویا بلند و دور و دست نیافتنیست

لبهای پر ترک این کویر پاسخی بر تردیدهایتان نیست؟

تا کی دوام می آورید آن ارتفاع پست را؟!

/ 2 نظر / 7 بازدید
کویر

سلام مهربون شما کجایید؟ خیلی وقته ازتون خبری نیست فکر دلتنگی دوستان باشید شعر بسیار زیبا و عمیقی بود یه شعر کویری که به دل کویر چسبید آفرین [گل]

احمد

یکم با عجله خوندم..سر فرصت بیشتر میخونم..ولی نمیدونم چرا به یاد شعرهای روسی افتادم