عشق چیست؟

تپش گرم خونی تازه
که سینه ام را سخت می سوزاند
صدای قدمهای آهسته ات
بر کوچه باغ باران زده آشنایی مان
که چرت بلبلان شیدایی را پاره می کرد
نگاه سرد و آن چشمان یخ بسته ات
به چشمان همیشه منتظرم
که خوب بیچاره ام می کرد
عشق چیست؟
جنونی تازه، که رنگهای مات را دوباره رنگ کنم
تا رسیدن به دنیای زنده ها
که بنویسم و بنویسم و نخوانی و هرگز نخوانی

/ 3 نظر / 22 بازدید
هلیا

عـ شـ ق؛ صدای فاصله هایی ست که غرق ابهامند(!) پ.ن: هرچه نزدیکتر، متراژ فواصل بیشتر!

ابوذر

خییییییییییییلی عالی بود محمد

ابوذر

خییییییییییییلی عالی بود محمد