برادر من که عاشقی و دلباخته و زندگی ات را در نگاه معشوقه ات خلاصه کردای و روز های خوش زندگی ات را می گذرانی، نه تو آدمی نه او حوا نه اینجا بهشت، که بخواهی فارغ دل و آسوده در آغوش او بیارامی، اینجا پر از قابیل است، اینجا دنیاست! نه جای آسودن که جای عمل همه چیز نباید بر سر خودمان بیاید تا فریادمان به آسمان بلند شود. اگر آسوده ای بدان که فریب خورده ای که بازیچه دست صد خدا شده ای

/ 6 نظر / 3 بازدید
فریدون زاکانی

اعلام برائت کردم که خدا خودش فکری بکند گرچه که منافی مسوولیت من نیست به گمانم.

لنگه كفش پاره

ای انسان خيلی تکونم داد. ادم احساس می کنه که دقيقا خودش مخاطبه! يعنی خودم! وايی

majid

هر جا كه او بود بهشت بود. خاطره اي از حضرت آدم در كتاب خاطرات آدم و حوا از مارك تواين.

يه بنده خدا

آقا محمد عزيز سلام چه بگويم از غم دل می‌دونم از حالت و خيلی خوشحالم اما و صد اما..... دی شيخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست گفتند که يافت می‌نشود گشته‌ايم ما بدان که مرد ره کم توانی يافت که در اين ره از جان بايد گذشت و چه تعداد هستند که همت عالی دارند؟ به حافظ رجوع کن ببين چی‌ميگه. اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نيست عالم ديگر ببايد ساخت وز نو آدمی بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد .

محمد

من از خط مصفا برگشته ام و پشیمانم و از همه معذرت می خواهم

هليا

سلام محمد! از خود میپرسم آيا روزی خواهدآمد تا از اينهمه بی انسانيٍ به ستوه آمده بگريزيم و در آغوش گرم او ساکن شويم! آيا ميشود اين انسان بی هويت تنها را........نجاتی! حقیقت آنست که نميدانم.....