ترس برت ندارد ما همه رفتنی هستیم

در زوال روزهای تنهایی و غربت آموختم

چطور مکتوم باشم و مستور،

نگو

حتی به صمیمی ترین

که جه اندازه دوستش داری

دوست داشتن هایت را در دلت زمزمه کن

مگذار دنیا خبر دار شود

دنیا زخم خورده ی لبخندهای ماست

دنیا زخم خورده عمق نگاه ماست

 

بیاموز دل کندن را و دل نبستن را

بیاموز تنها پریدن را و سکوت را

این چشم ها بیچاره می کنند اگر دچارشان شوی

 

دیگر به بغضهایم اعتباری نیست

من یافتم آن درخت را

که می شود زیر سایه اش نشست

و آرام گریست

من یافتم آن جاده را

که می رسد به انتهای انزوا

به بوی کاهگل و پیه سوز و تنهایی

 

چه رسواست پیش چشم های من

عاشقی

چه فریب زشتی ست

خواستن ها و نرسیدن ها

رسیدن ها و نخواستن ها

بگذار برای همیشه این نغمه ی غم انگیز در سرم جاری باشد

بگذار برای همیشه نعش کش آرزوهایم باشم

ترس بر ات ندارد ما همه رفتنی هستیم

/ 7 نظر / 24 بازدید
خاکستری

سلام حس و حالی رو که وبلاگت داشت دوست داشتم . من یافتم آن درخت را که می شود زیر سایه اش نشست و آرام گریست من یافتم آن جاده را که می رسد به انتهای انزوا به بوی کاهگل و پیه سوز و تنهایی ولی.... همیشه یافتن کافی نیست !یافتم ولی ندارمش .....

شريعت نبوي

سلام دوست عزيز با مطلب جديدي بروزم. گزيده اي از مطالب: شايد در ذهن شما سؤالي درباره انجام افعال ايجاد شده باشد که تأثير ما در انجام افعال چقدر است؟ آيا تمام افعال از آنِ خداست و ما فقط به عنوان مترسکهاي بازي هستيم و يا برعکس خدا ما را خلق کرده و تمام امور را به دست خود ما سپرده و خودش ناظر امور است؟ منتظر حضور گرمتان هستم يا علي

..نانا

[.خوبه[دست]

..نانا

[.خوبه[دست]

..نانا

[.خوبه[دست]