تمام شد

دستهایم می جویند و خسته نمی شوند

گویی که هر جستنی، یافتنی است و هر یافتنی، خواستنی

از خاک فواره می سازم و از اشک آبشار خون

او نعره می کشد و گویی که یافته است

من ضجه می زنم و کاش نمی یافتم

چنباتمه بر خاکدانی زمین نشسته ایم

من، همسایه

دخترش، عروسکش

/ 1 نظر / 14 بازدید
زادمهرمهرآفرین( حسن توکلی رودسری )

به نام نامی مهر... خاک آسمانیت را بر سر و چشمم می مالم ...ستونهایت را می بوسم... چه کنم ؟ دوستت دارم...ای سرزمین جاوید...ای بهشت آسمانی ... ای خاک آسمانی و گهرخیز پارس... پایگاه دل تپنده ایران بزرگ: www.mehrafrin.persianblog.ir